مجموعه خاطره صادق زاده ازشهیدبابائی سوخت گیری درشب
بسم تعالی
نقش شهید بابائی درسوخت گیری هواپیما اف14درشب :
اززبان محمدحسین صادق زادهپس ازشروع جنگ تحمیلی ازطرف صدام (31شهریورسال1359) و حمله هواپیماها عراقی به تعدادی از فرودگاه ها ی ایران، وظیفه حفاظت ازآسمان کشوربه عهده هواپیمای اف 14گذاشته شد. شهید بابائی هم یک فرد انقلابی مسلمان ،همچنین خلبان هواپیما اف14بود. علی رغم بعضی ازخلبان ها که برای رفع تکلیف پرواز می کردند شهید بابائی خودرا دربرابر کشور مسئول می دانست وازتمام توانش برای حفظ منافع کشورا ستفاده می کرد. ازطرفی همانگونه که درنوشته های قبل اشاره شد. بعداز پاکسازی افرادضدانقلاب در نیروی هوایی وبازگشت تعدادی از پاکسازی شدگان کسی به صورت آشکار با انقلاب مخالفت نمی کرد، بلکه ازجایگاه وتخصصی که داشتند استفاده کرده و ضربه می زدند بطورمثال باجابجا نمودن قطعه های جنگ افزارها وهواپیما ها وانمود در کمبود آن می کردند. به عنوان مثال: شاخصترین آنها قطعه های پرمصرف مثل ترمزهواپیما اف14بود. به همین دلیل کمبود ترمز هواپیما اف14حس شد. وچون معلوم نبودجنگ چه زمان به پایان می رسد وهمچنین آمریگا به خاطر تسخیر لانه جاسوسی اش ایران را مورد تحریم قرارداده بود. وهیچ قطعه هواپیما به ایران نمی آمد شهید بابائی به فکر چاره ای افتاد وآن این بود که نشستن وبرخواستن هواپیما اف14رابه حداقل برساند وآنهم سوخت گیری درآسمان بود.زیرا هواپیما اف14 فقط برای سوختگیری بیشتربرزمین می نشست . برای سوخت گیری روزدرآسمان مشکلی نبود . زیرا برابرگفته خودشهید بابائی از قبل انقلاب دستورالعل داشت ولی سوخت گیری هواپیما اف14درشب را کسی مسئولیتش را نمی پذیرفت تااینکه شهیدبابائی مسئولیت آن را پذیرفت ولی به دلیل پایین بودن درجه ایشان ( یک سروان که یک خلبان معمولی بود) عملا امکان رعایت سلسله مراتب ارتش طبق مقررات وجود نداشت وبرابر مقررات باید ابتدا پیشنهاد خودرا به اطلاع فرمانده مستقیم خودمی رساند واو بر اساس مصلحت لازم اقدام می کرد.. و به این ترتیب شهید بابائی هیچگاه موفق نمی شد ایده خود که همان سوختگیری هواپیما اف14در شب ،جهت صرفه جوئی درمصرف ترمزبودرا به عمل برساند تااینکه مجبورشد از روشی که قبلاً جهت جلوگیری ازفروش هواپیما اف14 تجربه کرده بود استفاده کند.که همان راه روحانیت وشورای عالی دفاع بودکه با پافشاری حرف خودرا به شورای عالی دفاع اثبات کرد وباعث شد دستورالعمل دراین زمینه نوشته شود وبه پایگاه ابلاغ شود. واولین خلبان ایرانی که توانست توسط هواپیما اف14درشب سوخت گیری کند شهید عباس بابائی بود. که بعد ازاتمام کار به آقای هاشمپور گفت این خدا بود که آن لوله را درون سبد گذاشت(منظورلوله ئی که از هواپیما اف 14می رودداخل سبدی که برسر لوله ای است که از هواپیما سوخت رسان سوخت را انتقال می دهد) این راه چون باعث دور زدن سیستم سلسله مراتب شده بود برای وی هزینه خاص خودراداشت وآن دلخورشدن سلسله مراتب وهمچنین تعدادی ازکسانی که برابراین طرح باید کار بیشتری انجام بدهند مثل کارکنان هواپیما های سوخت رسان که این دلخوری سبب کارشکنی با سروان عباس بابائی(شهید سرلشگر بابائی)شده بود به طور مثال: من شبی نگهبان برق پایگاه بودم.جهت برطرف نمودن اشکال برقی که داخل پست فرماندهی پیش آمده بود. درآن محل حاضر شدم . پس ازبر طرف نمودن مشکل سرهنگ صادقپور فرمانده وقت پایگاه که در آنجا حضورداشت ازمن علت اشکال به وجودآمده را جویا شد ، دربازگشت در حال توضیح دادن بودم در آن هنگام چشم فرمانده پایگاه به سروان بابائی که داخل راهرودرحال نزدیک شدن بود افتاد روی کرد به بابائی وسؤال کرد کاری داشتی سروان عباس بابائی گفت تانکرها (هواپیما سوخت رسان) اذیتمان می کنند وادامه داد وقتی ما اعلام می کنیم سوخت نیاز داریم به همه سوخ می دهند ومارا تا قطره آخر سوختمان اجازه نمی دهند برای سوخت گیری برویم زیر تا نکر (هواپیمای سوخت رسان). سرهنگ صادقپور که فرد میان سالی بود واز برخوردش معلوم بود نظرمثبت نسبت به شهید بابائی داشت با خنده گفت پس درآسمان هم پارتی بازی هست دراین هنگام من اجازه مرخص شدن خواستم ورفتم چند مدتی بعد اوایل ماه مبارک رمضان سال 1360 من در دفتر جهاد سازندگی پایگاه بودم، ساعت حدود هشت صبح دیدم شهید بابائی از درب وارد شد سلام کرد و روی صندلی نشست من وقتی به چهره او نگاه کردم متوجه شدم خیلی خسته است از او سؤال کردم: چه شده که این شکلی شده ای ؟گفت: بالا بودم (منظور پرواز). گفتم: کی رفتی ؟جواب داد :دیروز عصر.پرسیدم :روزه هستی ؟با تکان دادن سرفهمیدم که روزه هست. به او گفتم بلند شو تا من شمارا ببرم منزل استراحت کن .وقتی سوار ماشین شد خوا بش برد تا جلو بلوکی که منزلش در آن واقع شده بود بیدارش کردم. شب همان روز برای نماز مغرب وعشا داخل مسجد پایگاه اورا دیدم وازوی در باره صحبت او با سرهنگ صادقپور وهم در باره علت طولانی بودن پرواز روز گذشته اش ( حدود سیزده ساعت پروازبود)جویا شدم چون درآن زمان ازمنظریک دوست صحبت می کردم اودر جواب من گفت: آقایان فهمیده اند من پیگیر سوختگیری درشب بوده ام حالا به هر شکلی که بتوانند من را اذیت می کنند .
خدا رحمت کند اورا